من دلم تنگ که نه ، غمزده ی چشم تو بود
در سرم درد که نه ، زمزمه ی اسم تو بود
ماهک اشراقی
ای رفته از بر ما ... ما گفته همچو سعدی
خوش می روی به تنها ، تن ها فدای جانت
سیف فرغانی
لبخند بزن گر چه دلت پر شده از درد
تا گریه نفهمد به سرت غصه چه آورد
امیر اکبر زاده
تو را این قطره های اشک روزی نرم خواهد کرد
که آب اهسته و ارام می پوساند اهن را
حسین زحمتکش
مثل داروهای کم پیدا نبودت فاجعه است
من پر از درد توام بیمار میدانی که چیست
مجتبی سپید
جغرافیای کوچک من بازوان توست
ای کاش تنگ تر شود این سرزمین بر م
علیرضا بدیع
حکایتی شده این ماجرای ما
دل من است و گوش به حرف توست
مهرداد تکلو
پریشان کن سر زلف سیاهت شانه اش با من
سیه زنجیر گیسو باز کن دیوانه اش با من ...
حمید نقوی
دنبال دو رج بافه از ابریشم مویت
تبریز شده قبر عجم ها و عرب ها
حامد عسکری