،
نیستی توی همین قافیه غم ریخته ام
غم دنیای تو را توی خودم ریخته ام
بخدا از غم تو سخت به هم ریخته ام
آن همه عشق کجا رفت چه کارش کردی ...
آسمان تیره شد و نم نم پاییز گرفت
بی تو این مزرعه ها را غم پاییز گرفت
عالم بعد تورا عالم پاییز گرفت
هرچه غم بود تو در شعر قطارش کردی
پشت سیگار فراموشی تو دود شدم
وقت دریا شدنم بود ولی رود شدم
خبرش می رسد آخر به تو ، نابود شدم
آه از این دل بیچاره که زارش کردی
قالت لى: حدثنى عن الحنین
فقلت: الحنین هو أن تسمع صوت
من تحب و تلتفت و لا ترو أحداً
گفت: از دلتنگی بگو،
گفتنم: دلتنگی یعنی
صدای محبوبت را بشنوی،
روی برگردانی
و کسی آنجا نباشد...
هوامو نداشتی هوایی شدم
چه کابوس بی انتهایی شدم
نگاهت منو زیرو رو میکنه
منو با دلم روبرو میکنه
منو دست بسته
تو و قلب خسته
که هرکی رسیده
یه جاشو شکسته
ولی حسن عاشق به دیوونگیشه یه وقتایی کوهم دلش ابری میشه
ابری شو خاطره هاتو ببار
بارون شو یاد من عشق رو بیار
من میرسم به تو آخر کار بارون ببار
مهران حسینی
چه میپُرسی زِ حالم؟! سنگ میبارد، بلورم من...
به رسوا کردنِ ایّوب مشغولم، صبورم من!
حسین جنتی