،تا به کی این دل دیوانه به تو رو بزند
عشق در پای تو افتاده و زانو بزند
،چشم من منتظر دیدن تو باشد و اشک
روز و شب راه تو را یکسره جارو بزند
،ذکر خیرت همه جا هست شنیدم صیاد
دیده چشمان تو و رفته که آهو بزند
،شاپرک مست شده دور شما می گردد
آمده پیش تو زنبور که کندو بزند
،زود تر با دل دیوانه ی من راه بیا
ترسم این است کسی دست به جادو بزند
،لطف کن با خبر آمدنت شادم کن
تا به کی لشگر غم در دلم اردو بزند
مرتضی قلی زاده بابک