،خوش به حال خدا که “لحظه به لحظه” با توست
و “من” همیشه درباره ی “تو” با “او” حرف میزنم . . .
،فالش بد آمده بود
برگ ها را که بر هم ریخت
ناگهان پاییز شد...
،شاید فقط بعضی وقت ها
قدمی همین نزدیکی...
پیدایش می شود.
،نه از سرم می افتی
نه از چشمم
کجای دلم نشسته ای
که جایت این قدر امن است ؟
،پابه پایم که نیامدى
دست در دستم که نگذاشتى
سر به سرم هم نگذار
قولش رابه بیابان داده ام . . .
،بارانآبرویم را خریدشبیه مردی که گریه نمی کندبه خانه برگشتم