،،هیچ ارتشی شهر را اشغال نکرده بود
هیچ جنگی روی نداده بود
اما دلم
در یک بمب باران تنهایی
از کار افتاده بود ...
من، تو
مقصر این جدایی
ویرگول بود ...
،تکلیف سرد و گرم بودنِ جنگ ها را
سرب های داغ روشن نمی کنند
ماشه ها بی گناهند
وقتی عاشق به جایِ نشانی
نشانه می گیرد!
،تو مثل اکسیژنی
اکسیژن اگر نباشد
آدم می میرد.
مسخره ام نکن
تنهایی به این نتیجه نرسیدم
نبودنت هم کمکم کرد ...
،عاشق روزهایی هستم
که مهربان می شوی
حتی اگر نفهمَم چرا ؟!
،و آدم اگر دلش بگیرد
دردش را به کدام پنجره بگوید که دهانش
پیش هر غریبه ای باز نشود ؟ ...