غرض از نامه و پیغام ، مرا پاسخ نیست
مینویسیم که دل ، بر سر تسکین اید ...
راحم تبریزی
کجاست هم نفسی تا به شرح، عَرضه دهم
که دل چه می کشد از روزگار هجـرانش...
حافظ
لستِ أمام عینی، لکنّکِ کُل مَا أرى
در برابر چشمانم نیستی
اما تمام آنچه میبینم، تویی
احمد شوقی
عهد کردم که اگر قاتل جانم تو شوی
بر سر ِ چوبه یِ دار هیچ تقلّا نکنم
مصطفی احمدی
حتی عزیز مصر به من غبطه می خورد
وقتی مرا "عزیز دلم" می کنی خطاب
عمرم
ز دیر آمدنت
رفته رفته
رفت .........
محتشم کاشانی
شبت بلند! غمت نیز!
غمت بخیر! شبت نیز!
حسین صفا