شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

مهرداد تکلو


،گره کور مرا از سر خود باز نکن

یاد تو نیست که من این گره ها را زده ام



،رمضان بود و شب قدر، کنارم بودی 

بار دیگر سخن خاطره ها را زده ام


،در شب قدر که هرکس پی روزی باشد

من بجز داشتن تو قید ها را زده ام....



،هیچکس حال مرا غیر خودت درک نکرد

بارها من به خودت این حرف ها را زده ام



مهرداد تکلو‌

سمیه یزدانی


،تو غمت نیست که عکسای تورا مینگرند


همه ی ترس من این است که چشمت بزنند

مهرداد تکلو

سمیه یزدانی


،بیستون دیشب به چشمم جاده ای هموار بود 

 
 ابن سیرین را خبر کن ، خواب شیرین دیده ام

سمیه یزدانی


،خودت وقتی نخواهی کاری از من بر نمی آید؛


توراضی کن دلت را مالِ من باشی، خدا بامن…

سمیه یزدانی

،هم در به دری دارد و هم خانه خرابی
 عشق است و مزین به هنرهای زیادی 

بیچاره دل من که در این برزخ تردید 
خورده ست به اما و اگرهای زیادی


سعید بیابانکی

گره روسریت را تو کمی شل تر کن


،گره روسریت را تو کمی شل تر کن

چه کسی دیده به گلخانه هوایی نرسد

مهرداد تکلو

سمیه یزدانی


،صدای پای تو بانو
  
   ضربان قلب من است...

     اهسته تر برو

    نفسم بند امده است

     مهرداد تکلو

سمیه یزدانی



،تمام کتاب های مقدس 


خجالت زده شدن

 بسکه دعا کردم تو بیایی و مستجاب نشد.....

    مهرداد تکلو

بهترین غزل های معاصر

وقتی کسی را تا به این حد دوست داری
فرقی ندارد،خوب یا بد، دوست داری
 
شاید نخواهد باشی اما چاره ای نیست
حتی اگر اوهم نخواهد دوست داری
 
تردید داری: شاید او عاشق نباشد
هرچند قطعی یا مردد دوست داری
 
یک روز می افتی به حال من و آن روز
از تو نمی پرسد: .......! دوست داری؟
 
می گردد از تو، میرود سمت رقیبان
آهسته می گویی که:باشد...دوست داری
 
آن روز می فهمی که درد عاشقی چیست
آن روز می فهمی که شاید دوست داری
مصطفی توفیقی