شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،اگر به زلف دراز تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست ..

،در روزگار نیست مرا چون تو دشمنی
در حیرتم که این همه چون دوست دارمت ؟!

،کنار پنجره می روم
تو را می بینم
بر می گردم
کنارم می نشینی
اگر تو را داشتم ، اتاقم اینقدر رنگ و بویت را داشت؟
به خیابان می روم
هر نیمکت،کوچه،رهگذر…
حتی تمام سنگ فرش ها هم مدام خاطرات تو را برایم زنده میکنند
اگرا تو را داشتم،اینقدر خاطرت برایم عزیز بود؟

به آسمان نگاه می کنم
به ماه،ستاره ها
همیشه با این همه شکوه تو را کم دارند
اگر تو را داشتم،اینقدر زیباییت برایم عظیم بود؟

می نویسم
از عشق،دلتنگی و زندگی
تمام جملاتم به تو ختم می شود
اخر مگر می شود از تو نگفت؟
اگر تو را داشتم،اینقدر حس نوشتنم زیبا بود؟

سر جمع هر چه حساب کردم
میبینم این منم که سود می کنم
اگر تو را داشتم زندگی اینقدر قشنگ نبود…

،از تو که حرف می زنم


یک جور خوبی

حال من بد می شود !

،اگر سنجاق مویت وا شود از دست خواهم رفت...

که سربازی چه خواهد کرد با انبوه جنگاور؟

،خیلی چیزها بلدم

عشق من!

حالا دیگر

فقط می‌خواهم

تو را یاد بگیرم
نقطه به نقطه ..

،با اینکه بعضى کار ها را نباید انجام داد
اما به لذت اش مى ارزد
مثل سر کشیدنِ پارچِ آب
آن هم در چله ى تابستان و یا
فکر کردن به تو
وقتى مى دانم معشوقه ى من نیستى!
خدا شفا "ندهد"
وقتى این روزها
دوست داشتن ات نوعى مرض شده است!

،هرچه آدم می‌گذارم در کفه‌ی دیگر  
باز تو
سنگین‌تری ... 

،آفتاب مدام من
آفتابگردان توام
بچرخی ، می چرخم
بگردی ، میگردم
غروب شود ،  چشم می بندم