شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،چقدر گفتم ان شال قرمزت را سر نکن بانو!؟

بیچاره شدن من که جای خود

لااقل بیا رحمی به حال و روز این مردم بکن...

م.ت

،ﺩﯾــﺪﻩ‌ﺍﻡ ﺍﺯ ﺧـﺪﺍ ﮐـﻪ ﭘﻨﻬـﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ

ﮔﯿﺴـﻮﯼ ﺍﺯ ﺷﻤـﺎ ﭼــﻪ ﭘﻨﻬــﺎﻧـﺶ

،ﺩﯾــﺪﻩ‌ﺍﻡ ﺍﺯ ﺧـﺪﺍ ﮐـﻪ ﭘﻨﻬـﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ

ﮔﯿﺴـﻮﯼ ﺍﺯ ﺷﻤـﺎ ﭼــﻪ ﭘﻨﻬــﺎﻧـﺶ

،چه ساده لوحند

آنان که می پندارند

عکس تو را به دیوارهای خانه ام آویخته ام

و نمی دانند که من

دیوارهای خانه را به عکس تو آویخته ام

،بیا با هم حرف بزنیم

مثل خورشید با گل آفتاب گردان

تو بگویی و ...

من دورت بگردم.

،تو پاییزی

به من که می رسی

دلم هری می ریزد

، بانو بلند شو

انقدر در شعر های من خود را مخفی نکن

اگر کتابی چاپ نمیکنم بخاطر توست!!؟؟

من غیرتم را از سر راه نیاورده ام

که همه ی شهر تو را نگاه کنن....

م.ت

،بانوی من ماه بود و

       عاشق ماه

و من اسمان تاریکی که هیچ گاه نداشتمش

حالا گمشده ای هستم بدون راه

که میچرخم در تیرگی کوچه های تو در توی بدون ماه....

م.ت

،از بسکه ماه من به ماه خیره میشد 

یقین دارم که ماه هم 

به زیبایی او خیره میشد....

م.ت