شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،کرک های قالی رو به رفتند، خم شده اند.

،خیره باشی به کسی

بعد... ای داد ای داد

خیرگی درد بدی است

بدتر از در به دری

نتوان فاش کنی

نتوان دم بزنی

دست اخر ان هم

با خودت یا که خیال مهربانتر ز خودش

گوشه ای دنج و غریب 

با خودت حرف زنی

م.ت

،با خودت چه فکر کرده ای
که می روی و عشق از سر می گیری

خوش خیال
به آدمِ نصفه نیمه
کسی نگاه هم نمی کند...

،مگر دریایی، بانو؟

که با یک نیم نگاه !؟

هم دلم را ...

هم زیر پایم را خالی میکنی....

م.ت

،سیاهی موهایم تار به تار به سپیدی می روند
و کمرم خمیده تر...
من همان جوان سر زنده ای هستم
که برای این دنیا نقشه ها داشت !
با شکستن دلم تمامشان رفتند
و من ماندم و اولین موی سپید!

،اگرچه هر تولدی به لطف حق مبارک است 

تو خود بگو بدون تو تولدم مبارک است

م.ت