،همه آهوان صحرا
سر خود نهاده برکف
به امید آنکه روزی
به شکار خواهی آمد...
،می رسی
ناگهان
شبیه برف
تا بگویمت سَ…
رفته ای
بغض می کنند
در گلوی من
سه حرف
،هیچ تضمینی برای شادخواری نیست
شیر یا خط میکند اندوه...
،از اینهمه اما و ایکاش
مغرورتر باش!
دیوانگی آداب دارد.
،تو رفته ای
و مامور اداره برق
هرکار میکند
چراغ این خانه روشن نمیشود !!!