-
سید حسین موسوی
جمعه 29 آذر 1398 22:47
دیدمت با یار بودی ، از نگاهش شوق میریخت دیدمش دستت گرفته ، گو که رود از چشم میریختدیدمت خوشحال و شادی ، هیچگاه اینطور نبودی کاش من بینا نبودم ، از دو چشمم خون میریخت سید حسین موسوی
-
حسین کرمی
جمعه 29 آذر 1398 22:19
تپش قلب گرفتم ، به گمانم که کسی بی خبر از دل من عطر شما را زده است ...حسین کرمی
-
زمینه فاطمیه
جمعه 29 آذر 1398 21:47
-
مهرداد تکلو
پنجشنبه 28 آذر 1398 22:03
صلی الله و علیک یا اباعبدالله دوست دارم که فقط غرق غمت باشم و بس یک شب جمعه ی دیگر حرمت باشم و بس
-
حسین جنتی
پنجشنبه 28 آذر 1398 20:53
سَرد و سنگینم پر از آثار اشک و گرد و خاکای زِ حالم بیخبر! سنگِ مزار اینگونه است!حسین جنتی
-
سعید بیابانکی
پنجشنبه 28 آذر 1398 20:52
،بر جـامهی من بویِ تو جـامانده از آن شبعمری است که میترسم از این باد خبرچین... سعید بیابانکی
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 28 آذر 1398 20:49
اِلهی قَرِّب عَلَینا البَعیدخدایا، نزدیک کن به ما دور را ....
-
سعید بیابانکی
پنجشنبه 28 آذر 1398 20:33
هر عابری در این شهر یک مرده ی عمودیست این شهر تا بخواهید سنگ مزار دارد سعید بیابانکی
-
محمود درویش
پنجشنبه 28 آذر 1398 20:26
سلام الذین احبهم عبثا سلام به انان که بیهوده دوستشان دارم ...محمود درویش
-
سجاد سامانی
پنجشنبه 28 آذر 1398 20:12
دست هایم را بگیر و چشم هایم را ببینلااقل یک مرتبه ، یک بار ، میدانی که چیست ...بی جوابی ، پاسخ درد آور چشمان توست از سکوتت خسته ام ، بیزار ، میدانی که چیست ...سجاد سامانی