-
رهی معیری
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:59
عشق روز افزون من از بی وفایی های اوست می گریزم گر به من روزی وفاداری کند رهی معیری
-
زلالی تبریزی
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:54
بشنو این نکتهی سنجیده ز غمخوردهی عشق که بِه از زندهی بیعشق بُود مردهی عشق... زلالی تبریزی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:51
وفا کنی بچشیم و.... جفا کنی بکشیم به حکم آن که بتان مالکند و.... ما مملوک!!! ملک الشعرای بهار
-
سید سعید صاحب علم
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:42
لطف کن پیش من از دلبر و معشوق نگو پیش یک ادم معلول نباید بدوی ! سید سعید صاحب علم
-
صائب تبریزی
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:38
تا به ما خسته دلان بهتر از این پردازد دلی از سنگ خدایا به پرستارش ده ! صائب تبریزی
-
حسین کرمی
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:19
پیش معشوقه ات هر چند ، که نفرین کردی ...'!! بعد از ان روزنیامد که دعایت نکنم حسین کرمی
-
مهدی فرجی
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:09
کفش هایم کجاست؟ می خواهم بی خبر راهی سفر بشوم مدتی بی بهار طی بکنم دو سه پاییز در به در بشوم یک نفر در غبار سرگردان یک نفر مثل برگ در طوفان می روم گم شوم برای خودم کم برای تو درد سر بشوم مهدی فرجی
-
مهرداد تکلو
یکشنبه 3 شهریور 1398 01:01
-
سید تقی سیدی
یکشنبه 3 شهریور 1398 00:57
مثل یک کودک بد خواب که بازیچه شده خسته ام خسته تر از انکه بگویم چه شده در خیالات بهم ریخته ى دور و برم خیره بر هر چه شدم خاطره اى زد به سرم مى روم چشم ترم را به زیارت ببرم تا از آن چشم نظر باز شکایت ببرم . ناممان منتسبش بود نمیدانستیم جانمان در طلبش بود نمیدانستیم خبر آمد همه جا شعر تو را میخواند شعرمان ورد لبش بود...
-
غزل سهرابی
یکشنبه 3 شهریور 1398 00:50
نمی دانم!..نمی دانم که می دانی؟!..ولی حس کن چه حـــالی دارد از نادیده هــم... نادیده تر بودن؟! هوا خوبست! من خوبم! و اینجا آسمان آبیست! نگو دیوانه ام ! سختست دردِ کور و کــر بودن. غـــزل سهرابی