-
زهرا اقبالی
دوشنبه 17 تیر 1398 23:46
خسته ام ، ای کاش میشد تا که مهمانم کنی جرعه ای از چای سبز چشم هایت لااقل بی تو من بیگانه ام با شعر و وزن و قافیه رو نویسی کردن از چشمان تو یعنی غزل زهرا اقبالی
-
عماد خراسانی
دوشنبه 17 تیر 1398 23:42
گویند که یار دگری جوی و ندانند بایست که قلب دگری داشته باشم هم صحبتی و بوس و کنارت همه گو هیچ من از تو نباید خبری داشته باشم ؟ عماد خراسانی
-
مهدی اخوان ثالث
دوشنبه 17 تیر 1398 22:01
یک روز که خوشحال تر بودم می آیم و مبنویسم که این نیز بگذرد مهدی اخوان ثالث
-
محمد شیخی
دوشنبه 17 تیر 1398 21:59
از دیده ام رفتی ولی از دل نرفتی با تو همه ضرب المثل ها فرق دارد محمد شیخی
-
علیرضا قزوه
دوشنبه 17 تیر 1398 21:47
شب و روزم گذشت به هزار آرزو نه رسیدم به خویش ، نه رسیدم به او علیرضا قزوه
-
خواجه عبدالله انصاری
دوشنبه 17 تیر 1398 21:41
الهی ، این بنده چه داند که چه می باید جست ؟ داننده تویی، هر آنچه دانی آن ده خواجه عبدالله انصاری
-
قیصر امین پور
دوشنبه 17 تیر 1398 21:39
دل داده ام بر باد ، بر هر چه باداباد مجنون تر از لیلی ، شیرین تر از فرهاد ای عشق از آتش اصل و نسب داری از تیره ی دودی ، از دودمان باد آب از تو توفان شد ، خاک از تو خاکستر از بوی تو آتش ، در جان باد افتاد هر قصر بی شیرین ، چون بیستون ویران هر کوه بی فرهاد ، کاهی به دست باد هفتاد پشت ما از نسل غم بودند ارث پدر ما را ،...
-
سید سعید صاحب علم
دوشنبه 17 تیر 1398 21:34
نرنج از این که فلانی بد از تو می گوید قفس نشین ، همه را ، راه راه میبیند سید سعید صاحب علم
-
مهدی اخوان ثالث
دوشنبه 17 تیر 1398 21:29
قصه ی روز و شب من سخنی مختصر است روز در خواب و خیالاتم و شب بیدارم مهدی اخوان ثالث
-
مجید ترکابادی
دوشنبه 17 تیر 1398 21:26
تا کی به پای آمدنش صبر می کنی ؟ دل برد و دل نبست ! چه باور کنی چه نه ... وقتی که رفت در غمش اشکی نریختم اما دلم شکست ... چه باور کنی چه نه مجید ترکابادی