-
فرزاد مشهدی
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 12:26
ابادی ما بسته به ویرانی مان بود ! این شد به فروپاشی خود نقشه کشیدیم گفتند غزل چاره ی دوری ست ولی ما با بغض نوشتیم و فقط طعنه شنیدیم فرزاد مشهدی
-
حسین آهنی
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 12:19
خودت را بردی و رفتی ، من اما عاشقت ماندم حسابم کن همین حالا ببین بازنده ام یا نه ؟ نگاهی کن به بالا و بگو در گوش من آیا کسی می دید از بالا که من هم بنده ام یا نه؟ حسین آهنی
-
مجید ترکابادی
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 12:15
دل بکن ! دلبرکت خاطره ای محو شده تو چرا مات همین خاطرهایت ماندی؟ عشق یعنی نرسیدن ! چمدان را بردار همه رفتند ... تو تنها سر جایت ماندی مجید ترکابادی
-
فاضل نظری
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 12:05
بر من ببخش گاه چنان دوست دارمت کز یاد می برم که مرا برده ای ز یاد فاضل نظری
-
سید تقی سیدی
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 04:08
دوستت دارم ولی دیگر نخواهم گفت چون دوستت دارم شده قربانی تکرارها ... سید تقی سیدی
-
امیر دیوار
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 03:01
مثل آن کودک بیچاره که گم گشت و گریست رفتی و در وسط خاطره ها گم شده ام امیر دیوار
-
سید تقی سیدی
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 02:56
با فاصله ای امن که اسیب نبینی بنشین و فقط شاهد ویرانی من باش! سید تقی سیدی
-
فرزاد مشهدی
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 02:26
ابر و باد و مه و خورشید و فلک طعنه زنند .!؟ انکه خفته است در آغوش کسان یار تو نیست!! فرزاد مشهدی
-
سید سعید صاحب علم
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 01:44
آغوش با شکوه تو زندان من شده است "زندان قصر" نام قشنگی برای توست سید سعید صاحب علم
-
فرزاد مشهدی
چهارشنبه 25 اردیبهشت 1398 01:33
دکتر که دید افت فشارم همیشگی است دست تو را گرفت به دستم فشار داد فرزاد مشهدی