-
رحیم معینی کرمانشاهی
دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 01:27
قصه یوسف و ان قوم چه خوش پندی بود به عزیزی رسد افتاده به چاهی گاهی رحیم معینی کرمانشاهی
-
بنیامین دیلم کتولی
دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 01:22
برای باور دیوانگی هایم همین بس بود که از هر کس خبر میخواستی رفتم سر اوردم سپس تا انکه زیر سایه ی ابروی تو باشد کمی خورشید را در اسمان پایین تر اوردم بنیامین دیلم کتولی
-
سمیه محمدیان
دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 01:17
کم دعا کن که مرا از سر تو وا بکند او خودش خواست تو را در دل من جا بکند عاشقم کرد که دست از سر او بردارم که مگر درد مرا درد مداوا بکند سمیه محمدیان
-
کلیم کاشانی
دوشنبه 2 اردیبهشت 1398 01:12
شمع این مسئله را بر همه کس روشن کرد که تواند همه شب گریه ی بی شیون کرد کلیم کاشانی
-
نجمه زارع
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 22:44
تا زمانی با توام انگار شاعر نیستم از تو تا دورم دلم انگار شاعر می شود باز می پرسی چطور این گونه شاعر شد دلت تو دلت را جای من بگذار شاعر می شود نجمه زارع
-
علیرضا بدیع
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 22:40
دنیا بدون عشق چه دنیای مضحکی ست شطرنج مسخره ست زمانی که شاه نیست علیرضا بدیع
-
ملا نسبتی تهانیسری
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 22:17
جدا زما دل ما را به زیر خاک کنید با این ستم زده در یک مزار نتوان بود ! ملا نسبتی تهانیسری
-
مسیح مسیحا
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 22:15
دعا نموده ام که بیاید ، ولی نمی آید دلا گمان کنم که ز چشم خدا هم افتادیم ...! مسیح مسیحا
-
حکیم نزاری
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 05:23
کیست که او خبر کند یار مرا ز حال من تا به دعا مدد دهد یار ستم رسیده را حکیم نزاری
-
احمد بانی ابیانه
یکشنبه 1 اردیبهشت 1398 03:15
هر شاعری معشوقه ای را زیر سر دارد یاری برای خود ندارم شعر میگویم احمد بانی ابیانه