-
شهاب صدیق
پنجشنبه 10 آذر 1401 22:38
برای دیگران بودی، برای دیگران ماندی و من با بغض میگویم، خلایق هرچه لایق را... شهاب صدیق
-
فرشید زاهدی
پنجشنبه 10 آذر 1401 15:34
گ ریه و چای و غم و شعر و دو نخ بهمن و بعد باز هم گریه و … یک دور دگر مصرع قبل !! فرشید زاهدی
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 10 آذر 1401 13:19
من آشنای کویرم، تو اهل بارانی چه کرده ام که مرا از خودت نمی دانی؟ َ مرا نگاه! که چشم از تو بر نمی دارم تو را نگاه! که از دیدنم گریزانی َ من از غم تو غزل می سرایم و آن را تو عاشقانه به گوشِ رقیب می خوانی َ هزار باغ گل از دامن تو می روید به هر کجا بروی باز در گلستانی َ قیاسِ یک به یکِ شهر با تو آسان نیست که بهتر از...
-
هوشنگ ابتهاج
چهارشنبه 9 آذر 1401 18:31
. دل چون توان بریدن ازو مشکل است این آهن که نیست جان من، آخر دل است این من میشناسم این دلِ مجنونِ خویش را پندش دگر مگوی که بیحاصل است این جز بند نیست چارهی دیوانه و حکیم پندش دهد هنوز، عجب عاقل است این گفتم طبیب این دل بیمار آمدهست ای وای بر من و دل من، قاتل است این منت چرا نهیم که بر خاک پای یار جانی نثار کردم و...
-
رهی معیری
سهشنبه 8 آذر 1401 02:20
گر به دروغ هم بُوَد، شیوهٔ مهر ساز کن دیدهٔ عقل بستهام، کز تو خورم فریب را رهی معیری
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 8 آذر 1401 02:05
مگر تاریخ مرگم را دو چشمان تو میداند؟! که از حالا برایم این چنین مشکی به تن کرده! .
-
سعدی
سهشنبه 8 آذر 1401 02:02
مشتاق توام با همه جوری و جفایی محبوب منی با همه جرمی و خطایی بیدادِ تو عدل است و جفای تو کرامت دشنامِ تو خوشتر که ز بیگانه دعایی سعدی
-
محمد علی بهمنی
دوشنبه 7 آذر 1401 00:39
همین که فکر کنم دوست داری ام عشق است! دوای درد شب ِ بی قراری ام عشق است .. به شرط آن که مرا از سر تو وا نکند به باد هر چقدر می سپاری ام ، عشق است .. منم هزاری ِ بی گوشه ای که در کف توست تو سرسری هم اگر می شماری ام ، عشق است .. کرشمهء نمکین تو کار دستم داد ... بپاش عشوه بر این زخم کاری ام ٬ عشق است .. تو هیچ وقت به...
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 آذر 1401 23:58
دنیا همیشه بیخبر از دردمندهاست الحق که مرگ عافیت سربلندهاست! از چند و چونِ قصهی دلبستگی مپرس آیینِ مهر، فارغ از این چون و چندهاست زخم زبان به قیمتِ جان از تو میخرم این بوسه گر غرامت آن نیشخندهاست
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 6 آذر 1401 23:53
« دلتنگ و دلسپرده »،« دلارام و دلفریب » ما را چنین بخواه و خودت آنچنان بمان.