-
مهرداد تکلو سمیه یزدانی
شنبه 20 تیر 1394 11:35
،من به زودی به نبودن هایت عادت میکنم از غمت میمیرم و یک خواب راحت میکنم پر فریادم اگر بغض سکوتم بشکند حرمت عشق گذشته را رعایت میکنم به کسی که پیش اویی آه حتی گاه، من به خودم که با تو بودم هم حسادت میکنم از تماشای تو در یک قاب کوچک خسته ام خسته ام آری .ولی دارم نگاهت میکنم رفته رفته عشق من نسبت به تو کم میشود تا که...
-
مهرداد تکلو سمیه یزدانی
جمعه 19 تیر 1394 19:44
،پاره پاره میفرستم نامه ها را بعدازاین...!!! تا مبادا با تو باشد زحمت این کارها
-
غزل مهرداد تکلو
جمعه 19 تیر 1394 18:49
،درد یعنی بزنی دست به انکار خودت عاشقش باشی و افسوس گرفتار خودت به خدا درد کمی نیست که با پای خودت بدنت را بکشانی به سر دار خودت کاروان رد بشود، قصه به آخر برسد بشوی گوشهای از چاه خریدار خودت درد یعنی که نماندن به صلاحش باشد بگذاری برود! آه… به اصرار خودت! بگذاری برود در پی خوشبختی خود و تو لذت ببری از غم و آزار خودت...
-
[ بدون عنوان ]
پنجشنبه 18 تیر 1394 22:31
التماس دعا از همه تو این شب ها منم دعا کنید...
-
مهرداد تکلو سمیه یزدانی
چهارشنبه 17 تیر 1394 18:07
،ارزوی "دنبال بازی " بر دل دخترک ماند....!!؟ وقتی پای پدرش در جنگ جا مانده بود مهرداد تکلو
-
مهرداد تکلو سمیه یزدانی
چهارشنبه 17 تیر 1394 15:16
،بی سبب نیست که در مزرعه ات می مانم دختر ساده ای از جنس حنا می خواهم....
-
سمیه یزدانی
چهارشنبه 17 تیر 1394 14:13
،شرمنده آن شاعر کاشانی ام من وقتی رسیدم آب را گِل کرده بودند
-
مهرداد تکلو سمیه یزدانی
چهارشنبه 17 تیر 1394 13:04
،جنگل از خود سوزیِ فرزندِ خود، کبریت سوخت شانه گاهی باعثِ افتادنِ سر می شود.... محسن گل کار
-
سمیه یزدانی
چهارشنبه 17 تیر 1394 13:02
،امام زاده ی آبادی ام جواب نداد رعیتیم و غمِ خرجِ کربلا رفتن.... حامد عسکری
-
مهرداد تکلو
یکشنبه 14 تیر 1394 17:16
،گره کور مرا از سر خود باز نکن یاد تو نیست که من این گره ها را زده ام ،رمضان بود و شب قدر، کنارم بودی بار دیگر سخن خاطره ها را زده ام ،در شب قدر که هرکس پی روزی باشد من بجز داشتن تو قید ها را زده ام.... ،هیچکس حال مرا غیر خودت درک نکرد بارها من به خودت این حرف ها را زده ام مهرداد تکلو