-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 دی 1393 21:21
،پسرک ...! اینقدر شعر نگو با قافیه ها بازی نکن بانویت خوابش می آید قلم و دفترت را کنار بگذار زودتر برو سر اصل مطلب
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 دی 1393 21:21
،بانو؛ گاهی سر زده دیوانه وار کوتاه به دیدنم بیا رگبار بهار باش ...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 دی 1393 21:20
،برای یوسف شدن باید قید زلیخاها را زد! عزیز خــــــــــدا شدن بها دارد...!
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 5 دی 1393 21:20
،با من بمان... آنها که رفتنشان را طاقت آوردم "تو" نبودند....!!!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 آذر 1393 19:03
،عاقبت دستانمان رو میشود با شعر ها مثل چشمانی که بعد از گریه ها پف می کنند
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 آذر 1393 18:41
،دیشب فهمیدم یلدا هم دختر لجبازیست..!!؟ وقتی به نبودن شب هایت یک دقیقه اضافه کرد... م.ت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 آذر 1393 18:40
،یلدا کجا بود...!؟ برای من که عمریست چله نشین موهای بلند توام هم شب یلداست...!؟ م.ت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 آذر 1393 18:40
،ساده بگویم...!؟ یلدا موهای توست سیاه و بلند... م.ت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 29 آذر 1393 18:38
،برای من... همین از تو گفتن هاست... زندگی....!!!
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 26 آذر 1393 21:16
،از موی تو هی در خیالم شعر می بافم با روسری اجر نکن اینقدر نانم را...