-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:41
،در خواب هرکه هستی با خیال راحت بخند من هرکجای تنهایی که گریه کنم در آغوش تو ام.
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:41
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:40
،پدربزرگ خیالش راحت بود که مادربزرگ هرجایی نمی رود غافل از این که هرشب دور از چشم او به خواب هفت پادشاه می رفت
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:39
،بانو می گویند یک دست صدا ندارد من صدای خدا را هم در می آورم اگر تو دست دیگرم را گرفته باشی
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:39
،یلدا یعنی که امشب بیشتر دوستت دارم
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:39
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:38
،اسمت را نمی دانم می توانم تو را "مال خودم" صدا کنم ؟ آن وقت من هم اسمم را فراموش می کنم تو می توانی مرا "مال خودت" صدا کنی !
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:37
،باد ! می برد با خود ذره های وجود مرا ; دل نمی بندم به خود ; کویر را ، امتحان، صبر است !
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:37
ولی افسوس جز دیوارها و جز چند پشه ...کسی حرف دلم را نشنید ...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 24 مرداد 1393 11:36