-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:52
،لازم نیست مرا دوست داشته باشی من تو را به اندازه ی هر دومان دوست دارم ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:52
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:51
،عاشق که می شوی لالایی خواندن هم یاد بگیر شب های باقیمانده ی عمرت به این سادگی ها صبح نخواهند شد ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:51
،این شعرها که جار می زنم یعنی هنوز ابتدای عاشقی ست وگرنه «عاشقان کشته گان معشوق اند بر نیاید ز کشته گان آواز»
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:50
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:50
،،هیچ ارتشی شهر را اشغال نکرده بود هیچ جنگی روی نداده بود اما دلم در یک بمب باران تنهایی از کار افتاده بود ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:49
من، تو مقصر این جدایی ویرگول بود ...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:49
،تکلیف سرد و گرم بودنِ جنگ ها را سرب های داغ روشن نمی کنند ماشه ها بی گناهند وقتی عاشق به جایِ نشانی نشانه می گیرد!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:48
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 29 اردیبهشت 1393 15:47
،تو مثل اکسیژنی اکسیژن اگر نباشد آدم می میرد. مسخره ام نکن تنهایی به این نتیجه نرسیدم نبودنت هم کمکم کرد ...