-
حسین دهلوی
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:27
من بعد مرگ هم ز تو غافل نمیشوم با خویش آرزوی تو را میبرم به گور حسین دهلوی
-
هوشنگ ابتهاج
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:23
چهها که بر سر ما رفت و کَس نزد آهی ... هوشنگ ابتهاج
-
فرشید زاهدی
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:22
هنوز دلخوشم از کوچهها که میگذرم کسی شبیه تو از روبهرو بیاید باز... فرشید زاهدی
-
جمال ثریا
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:20
آنقدر در دلم هستی که حتّی دیگر به ذهنم هم نمیرسی... جمال ثریا
-
سیمین بهبهانی
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:12
به وقت مرگم اگر تازه میکنی دیدار به هوش باش که هنگام آن رسید بیا به گامهای کسان میبرم گمان که تویی دلم ز سینه برون شد ز بس تپید بیا سیمین بهبهانی
-
مهرداد تکلو
چهارشنبه 11 خرداد 1401 00:11
بیا به مصرع بعدی که شرح حال من است: خیال من شده اویی که بیخیال من است! خجالتم که بگویم به عقلِ دوراندیش کسی که باور من بوده احتمال من است! به سایهسار بلوطم همیشه میخوابید همان که کلبهٔ او گرم از ذغال من است! تمام قدرت او در «نه» صریحش بود تمام مشکل من از زبان لال من است! چه پاسخی بدهم در جواب اینکه: کجاست؟! که این...
-
رضا اصلانی
چهارشنبه 4 خرداد 1401 01:22
من با ارادهی تو فقط خوب میشوم ... رضا اصلانی
-
منهای شعر. مهرداد تکلو
چهارشنبه 4 خرداد 1401 01:08
با سنگ فرش های حرم حرف میزنم ... اینجا چقدر سنگ صبور سفید هست ......... خالی از لطف نیست خوندنش . ................ - مادر جان نذرتون چیه؟ بفرمایید من توی این دفتر ثبت کنم پیرزن چادرش را کنار زد و فانوس را گذاشت روی میز - این دیگه چیه مادر جان؟! پیرزن سرش را انداخت پایین: یه فانوس داشتم نذر امام رضا کردم مرد فانوس را...
-
حسین جنت مکان
چهارشنبه 4 خرداد 1401 01:04
دنیام را به پای تو آیا نریختم؟ از هستیام چه مانده که آن را نریختم؟ من خشت اوّلم که قدم کج گذاشتم با تو ولی در اوج ثریّا نریختم در کاسهی گدایی چشمم بدون تو یک سکّه هم برای تماشا نریختم در خواب دیدهام که شبیه دو شاخه رود از هم جدا شدیم و به دریا نریختم با کوربختیام چه کنم یوسف عزیز؟ اشکی برای روز مبادا نریختم...
-
محمد سهرابی
سهشنبه 3 خرداد 1401 12:41
خدا ذلیل کنند بر سرای تو دل را مرا به دست تو داد و خودش کنار کشید محمد سهرابی