چندان دلم شکسته که دیگر عجیب نیست
آید صدای شیشه اگر از دهانِ من ...
حسین جنتی
حیف از آن بغض که با اشک امانش دادم
داشت میکُشت مرا ، راه نشانش دادم
محمد عزیزی
بیا روشن کُن ای خورشیدِ خوبان شام ِدلگیرم
عماد خراسانی
شب از مهتاب سَرمیره ، تمام ماه تو آبه
شبیه عکس یک رویاست، تو خوابیدی جهان خوابه
روزبه بمانی
بر مراد دل نرفتم نیم گام از دستِ دل
همچو نابینا که عمری دستِ نابینا گرفت
تسلی شیرازی
بر یاد داری کز غمت شبها به تنهایی مرا
هم سینه پُر میشد زِ غم هم دیده تَر میشد ز تو؟
اوحدی
گفتی چه میخوری که سفالین لَبت پُر است
دردِ فراقِ ناگذرانِ تو میخورم ...
خاقانی
شَبی نبوده که یادت نیافتم ، اشک نریزم
تو هر کجای جهانی شبتبخیر عزیزم ...
ارمان جناب