شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

مهرداد تکلو


نشسته ام که بگویم هنوز یادم هست
که بی تو رسم تنفس چه کار دشواری است

شتاب عقربه ها در گذشت سرد زمان

برای من گذری بی دلیل و تکراری است

مهرداد تکلو

یلدا مبارک 


دست در گردنم ندیده کسی 


شال گردن برای تنهاییست ....

سعدی

بخت آئینه ندارم که در او می نگری 

خاک بازار نیرزم که بر او می‌گذری


من چنان عاشق رویت که ز خود بی‌خبرم

تو چنان فتنه خویشی که ز ما بی‌خبری


به چه ماننده کنم در همه آفاق تو را

کآنچه در وهم من آید تو از آن خوبتری


برقع از پیش چنین روی نشاید برداشت

که به هر گوشه چشمی دل خلقی ببری


دیده‌ای را که به دیدار تو دل می‌نرود

هیچ علت نتوان گفت به جز بی بصری


گفتم از دست غمت سر به جهان در بنهم

نتوانم که به هر جا بروم در نظری


به فلک می‌رود آه سحر از سینه ما

تو همی برنکنی دیده ز خواب سحری


خفتگان را خبر از محنت بیداران نیست

تا غمت پیش نیاید غم مردم نخوری


هر چه در وصف تو گویند به نیکویی هست

عیبت آن است که هر روز به طبعی دگری


گر تو از پرده برون آیی و رخ بنمایی

پرده بر کار همه پرده نشینان بدری


عذر سعدی ننهد هر که تو را نشناسد

حال دیوانه نداند که ندیده‌ست پری


سعدی

محمد الیاسی

در خواب گرفتی خبر از حال بهم ریخته ام 


ناز من ، حال بدم را چه به پرسیدن تو ...


محمد الیاسی 

امیر حسین اقا طاهر

کنارت هر کجا باشم 


       کمی عالی تر از خوبم .....


امیر حسین اقا طاهر

فائزه گلپایگانی

درد دارد که ندانند و قضاوت بکنند


آه از مردم این شهر که ظاهر بینند!!


فائزه گلپایگانی 

سعدی

من چنان عاشق روییت که ز خود بی خبرم


تو چنان فتنه ی خویشی که زما بی خبری


سعدی

صلی الله و علیک یا اباعبدالله


پیر مردی عقب نیزه ی اصغر می گفت

طیب الله به تو ای حرمله ، گل کاشته ای


با چنین تیر که بر حنجر طفلش زده ای

قبل طفلش بخدا کار پدر ساخته ای


صلی الله و علیک یا اباعبدالله

صلی الله و علیک یا اباعبدالله

صلی الله و علیک یا اباعبدالله


به دهر گر خبری هست به زیر بیرق توست


اگر کسی در دیگر زند ، ز بی خبریست ...