شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

صائب تبریزی

بیگانگی شده‌است زِ عالم ، مراد ما


یادش به‌خیر ، هرکه نیفتد به یاد ما 


صائب تبریزی

هلالی جغتایی

یک دو روزی صبر کن، ای جانِ بر لب آمده


زان‌که خواهم در حضورِ دوست بسپارم تو را



هلالی جغتایی

صائب تبریزی

دَر هجر و وَصل 

کار دل ما تَپیدن است 


دایم به یک قَرار 

بود دل بیقرار ما ...


هلالی جغتایی

به روز وصلِ تو دانی که چیست حالتِ ما؟


نفس‌نفس به تو دیدن، زمان‌زمان مُردن...


هلالی جغتایی

علی نیاکویی لنگرودی

مرا با چشم هایت گفتگویی هست پنهانی

که می دانم که می خوانی اگر چه روی گردانی


چه می گفتند و می گویند در گوشت رقیبانم

نمی دانم چه حظّی می بری من را برنجانی


نمازم را شکستم تا خیالت پیش چشم آمد

به جرم کافری راندی مرا، این شد مسلمانی


خدا را خوش نمی آید که بنویسند بعد از ما

که در پای تو شاهنشاه، جان می داده دهقانی


به یادت پای ایمانم اگر لرزیده معذورم

که در آیین این کافر ورای عقل و ایمانی


خیالت می پراند تا میان آسمان دل را

کبوتر می شوم تا آسمان، دل را بپرّانی 


اگر اخم است و یا لبخند سهمم از تو باور کن

طبیبم گفته غیر از روی ماهت نیست درمانی



اوحدی


ریـخـتـم در طَـلَـبَـت هـر چـه دلـم داشـت ، مَـرو


بـاختـم در هـوسَـت هـر چـه مـرا بـود ، بــیـا


اوحدی

سعدی


مرا به عاشقی و دوست را به معشوقی


چه نسبت است؟ بگویید قاتل و مقتول!


سعدی

طبیب اصفهانی

به تو محتاج چنانم ؛ که فقیری به دِرَم


به تو مشتاق چنانم ؛ که غریقی به کنار


طبیب اصفهانی


ناجی شیرازی

مگر به خوابْ به روی تو وا شود چشمم


خدا کند که به خواب آشنا شود چشمم


ناجی شیرازی