چه گویمت که به دل، بیرُخت چه حال گذشت؟
غمت مباد اگر غم، وگر ملال گذشت...
خضری لاری
آه از این غربتِ نزدیک و از آن حسرتِ دور
عشق در سینهی من هست و در آغوشم نیست...
اصغر معاذی
قاصد هرکس شدم از کرده خود توبه کرد
کاسه خیراتم اما با ترک برگشتهام ...
معنی زنجانی
گردون زِ بیمِ آن که بیایی به خوابِ ما
اوّل ربود خواب زِ چشمِ پر آبِ ما
سحاب اصفهانی
بوسه از دور دهم نیست اگر پای سفر
لب ارادت برساند چو قدم بیادب است
حق داشتی اگر که به چشمت نیامدم
تو کوهی و برای تو از کاه کمترم ...
مصطفی احمدی
من قافیه به قافیه ام از تو نوشتم
تو بیت به بیتت به کنار که ردیفی؟
مگر اجل برهاند مرا ز عشق، اَرنه
به زندگی نتوانم رها شدن ز شما...