صلی الله و علیک یا ابا عبدالله
سلام تشنه ی من وقت صبح و شام تویی
کلام اول من، آخرین کلام توییبه عقل ما نرسید عاقبت کدام تویی
رود دریــــا شـدنـی نیـست ، اگـر بنشینـد
لذّتِ وصل، به جان کندن و دشواری هاست
از مــا کـه گـذشت، بــه شمـا اگر رسیــد،
بـــه جـای مــا،
روزی هــزار وعـده، دوستش داشته باشید... !
بهمن عطایی
گو به سلام من آی ، با همه تندی و جور
وز من بیدل ستان ، جان به جواب سلام
دوای درد مرا هیچکس نمی داند
فقط بگو به طبیبان دعا کنند مرا
مهرانه جندقی
،دعای طبیبان نشد علاج من ای کاش
فقط به درد تو -تو یکی - مبتلا کنند مرا
مهرداد تکلو
اول صبح به سوی حرمت رو کردم
دست بر سینه سلامی به تو دادم ارباب
سر صبحی شده و باز دلم دلتنگ است
السلام ای سبب سینه ی تنگم ارباب