شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

صائب تبریزی


از حجاب عشق نتوانیم بالا کرد سر


در تماشاگاه لیلی بید مجنونیم ما ... 


صائب تبریزی

فیض کاشانی


در دل تنگم خموشی میکند انبار حرف


مَحرمی کو تا بگویم اندک از بسیار حرف


فیض کاشانی

تک بیت های ناب

هر که افزون گشت  سیم  و زرش 

زر نباریده از آسمان  بر سرش


از کجا جمع کرده این زر و مال 

 یا خودش  دزد بوده یا پدرش


؟

سعید صاحب علم

هرگز فراق خاتمه‌ی رنجِ عشق نیست..

خُشکید غنچه ، خار ولی تیز مانده است !


سعید صاحب علم

سید مهدی ابوالقاسمی

نسیم بوی فراق تو را پراکنده‌ست


مگر جدا شده از بند رخت پیرهنی؟


سید مهدی ابوالقاسمی

سعدی


فراق یار که پیش تو کاه برگی نیست


 بیا و بر دل من بین که کوه الوند است.


سعدی

حسین دهلوی

سخن خلاصه‌کنم، 

عاشقی همان رنجی‌ست


که در فراق ثریا، 

به شهریار گذشت...


حسین دهلوی 

هادی محمد حسنی

زلفِ رهای یار در آغوش بادهاست


اما ز دور نیز نظر حق من نبود!


هادی محمدحسنی 

علامه غروی اصفهانی

سینۀ تنگم مجال آه ندارد

جان بهوای لب است و راه ندارد


گوشۀ چشمی به سوی گوشه نشین کن

زانکه جز این گوشه کس پناه ندارد


گرچه سیه رو شدم غلام تو هستم

خواجه مگر بندۀ سیاه ندارد


از گنه من مگو که زادۀ آدم

ناخلف استی اگر گناه ندارد


هر که گدائی ز آستان تو آموخت

دولتی اندوختی که شاه ندارد


گنج تجلی ز کنج خلوت دل جو

نیک نظر کن که اشتباه ندارد


پیر خرد گر بخلوت تو برد پی

جز در آن خانه خانقاه ندارد


مهر تو در هر دلی که کرد تجلی

داد فروغی که مهر و ماه ندارد


مهر گیاه است حاصل دل عاشق

آب و گل ما جز این گیاه ندارد


مفتقر از سر عشق دم نتوان زد

سر برود زانکه سرّ نگاه ندارد


علامه غروی اصفهانی