کاش آنقدر خزان سخت بگیرد بر من
تا فراموش کنم برگ و بری داشتهام
حسین دهلوی
هر شب بدون بوسه جدا میشوی زِ من
انگار بر دهان تو فردا نوشتهاند
محمد سهرابی
خیال آمدنت دیشبم به سر می زد
نیامدی که ببینی دلم چه پر می زد
تمام شب به خیال تو رفت و می دیدم
که پشت پرده ی اشکم سپیده سر می زد
هوشنگ ابتهاج
تـــمام قافیه هایم فـــــدای آمدنت
بیا ردیف کن این روز های درهم را
حسین کرمی
هر زمان ازعشق پرسیدند، گفتم آه ، عشق...
خاطرات بیشماری پشت این افسوس بود
سجاد سامانی
دستی به قلم دارم
دستی به دلم داری
همدست شوند ایݩ دو ...
محشر شود اشعــــارم
حبیب الله ولدخان
⚜️
با اینکه دل شکسته ی سنگ ملامتیم
باز آمدیم سوی تو.... دیوانه ایم ما
از دورویی تلخ تر در کام اهل عشق نیست
تا دلت با من دو رنگی کرد شیرین شد فراق
فاضل نظری
کردم خطر و بر سر کوی تو گذشتم
بسیار کند عاشق ازین گونه خطرها...
خاقانی