در خاطرم روانه شد و شب بخیر گفت
گفتم که در نبود تو شبها بخیر نیست
فرامرزعربعامری
سلامُ علی لَونَ الحُزن فی عینک
سلام بر رنگ اندوه در چشمهایت...
محمود درویش
در ما کسی جان می دهد هرشب...
طبیب بی مروت کی به بالین فقیر آید
که کس در بند درمان نیست درد بی دوایان را
شهریار
از کاسه ی شکسته نخیزد صدا درست!
احوال ما مپرس، که ما دل شکسته ایم....
میرزا جلال اسیر
تو میآیی
و از نزدیک میبینم تو را آخر
همان وقتی که میمیرم ،
عجب میمیرم خوبی
سیدحمیدرضابرقعی
گواهی داد بر توفیقِ وصلش عطسهی صبحم
به عمرِ خویشتن یک صبحِ صادق در جهان دیدم
طالب آملی
دل به بازارِ من آورده و بِفروختهای
دلِ بِفروخته، مَفروش به بازارِ دگر
سعدی
به روی ما به شرط بندگی در می گشاید عشق
عجب داروغه ای! باج سر دروازه می گیرد...!
فاضل نظری