شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

شعر کوتاه

،عاقبت من، شد سرنوشت جناغ...

همه، سر شکستنم شرط بسته اند...

شعر کوتاه




،در حضور مبارکت ای عشق، کفرگویی چقدر شیرین است !
"وحده لا اله الا .... " تو .... تــو دقیقـــا خود ِ خداوندی !





شعر


،تو کجایی که ببینی شده ای شعر و سرودم، 
تارو پودم
همه ی بود و نبودم، 
که ز دوریت شده زرد همه صورت و رویم.
توکجایی ....‌
تو کجایی که ببینی دل من تاب ندارد ،
 نگهم خواب ندارد،
شب من روزن مهتاب ندارد
،قلمم گوشه ی دفتر غزل ناب ندارد،
چشم من خشک شد و اب ندارد، 
و طبیبم شده حیران که چرا این تن افسرده و نالان دگر نبض ندارد....
بخدا در هوس بوسه ز رویت، نه نه دیدن رویت، یا که حتی بکنم بوی ز مویت، میکنم لحظه به لحظه ارزویت
که بیایی.....که بیایی....

  مهرداد تکلو

شعر کوتاه

،عاقبت من، شد سرنوشت جناغ...

همه، سر شکستنم شرط بسته اند...

،تو مرده ای اما
مردنت اتفاقی نبود

خدا به ستوه آمده بود

از تنهایی.

،بانو غیر از دوست داشتنت 

       به دردی نمیخورم..!؟

،اگر توام نخواهی مرا

             بخدا بیکار میشوم...!

                 م،ت


،چشمان تو بی سرمه خو دش جنگ جهانی ست

 وقتی پر باروت و فشنگی چه بگویم؟!

،دیوانه تویی که باور نمیکنی...!؟

وقتی که غوره حلوا میشود

         پس او هم حتما برمیگردد...

                      م.ت

،دیشب اسمان تهران هم

با شنیدن حرفای تو 

مثل من بغضش ترکید....

م.ت