شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،تمام این شـهر یک طرف !

تــو یک طرف..!

 

خیالت راحت 

من طرف تو را 

به مَردم این شهر نمـیدهم ...

،نانِ روزانه ی منی


گاه سیرم می کنی با زندگی

گاه سیرم می کنی از زندگی...

 

،در پی آن نگاه های بلند ،

حسرتی ماند و

آه های بلند!

،همزمان

در دو مکان زندگی می کنم

اینجا که منم

و آنجا که تویی.

،همان جایی که گفتند:  یکی بود و یکی نبود




کمی این کلمه ها را نصیحت کن تا با من کنار بیایند




، با این گرانی نان


   بیچاره " گنجشگی " که به معشوقه اش


           قول خرده نان داده است....


                      م.ت

،از تو


به شعر پناه می‌برم


مثلِ وقتی‌که از شیطان


به خدا

،همیشه در هر عکسی
جای یک نفر کنار من خالی ست،
یک نفر که اگر بود
حتا لازم نبود چیزی بگوید
تا من لبخند بزنم،
یک نفر که اگر بود
من در آن عکسها نبودم!

،اولین برگ که ازشاخه بیفتد


برای آخرین بار به تو فکرمی کنم


پاییز رسم خوبی دارد...


.هرچه  خشک  شود


دور می ریزد......