خر چه بود حاصل اشک و دعای من؟
شاید نمیرسد به خدا هم صدای من
بنشین که تا سحر به می و بوسه بگذرد
از هیچکس نترس، گناهش به پای من
عدلش کجا و سابقهی رحمتش کجا؟
فرق است از خدای شما تا خدای من
وقتی تو نیستی چه بهشتی؟ چه دوزخی؟
فرقی نمیکند که چه باشد سزای من
اینقدر کاش لاف رفاقت نمیزدی
ای بیوفای بیخبر از دردهای من
حالا تو در غروری و من غرق التماس
یک روز میرسد که تو باشی به جای من
پیراهن عزای تو "جوشن کبیر" ماست
ذکر سلام بر تو" دعای مجیر" ماست
هرکس بر این لباس عزا طعنه می زند
فردا برای یک نخ آن هم ،اسیر ماست
الا که راز خدایی خدا کند که نیایی
به کوفه شهر جدایی خدا کند که نیایی
به آب دیده نوشتم به لعل پاره سرودم
صدا زدم چه صدایی خدا کند که نیایی