شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

کرامت تو بهم ریخته قواعد را 

تن غلام در آغوش شاه افتاده

خدا نقاشی مهتاب میکرد 

دل هفت اسمان را آب میمرد


برای زینت درهای جنت 

فقط عکس ابوالفضل قاب میکرد

قبل از ورود شمر به گودال در وداع

روز حسین را علی اکبر سیاه کرد


برگشت با بهانه ی لب تشنگی ولی

در اصل شاهزاده تَرَحُم به شاه کرد


برگشت قطعه قطعه علی اکبر این چنین

یک دشت را برای تنش بارگاه کرد

اثر به جوهر اشکم ببخش...

طلب حلالیت و التماس دعا

خر چه بود حاصل اشک و دعای من؟

شاید نمی‌رسد به خدا هم صدای من


بنشین که تا سحر به می و بوسه بگذرد

از هیچ‌کس نترس، گناهش به پای من


عدلش کجا و سابقه‌ی رحمتش کجا؟

فرق است از خدای شما تا خدای من


وقتی تو نیستی چه بهشتی؟ چه دوزخی؟

فرقی نمی‌کند که چه باشد سزای من


این‌قدر کاش لاف رفاقت نمی‌زدی

ای بی‌وفای بی‌خبر از دردهای من


حالا تو در غروری و من غرق التماس

یک روز می‌رسد که تو باشی به جای من

ارفع کرمانی


هزار قصه نوشتیم بر صحیفه‌ی دل

هنوز عشق تو عنوان سرمقاله‌ی ماست


ارفع کرمانی

غروی کاشانی

در عهدِ جمال تو نگیرند ز گل آب

عکس تو به هر آب که افتاد، گلاب است...


غروری کاشانی