،پسرم می پرسد :چرا باید ریاضی بخوانم ؟دلم می خواهد بگویم لازم نیستبی خواندن هم خواهی دانست دو تکه نانبیش از یک تکه است....
،چه ابتدای سطرچه انتهای آن؛دلتنگ نقطه چین توام... باران!
،چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
،هر پسربچه که راهش به خیابان تو خورد
یک شبه مرد شد و یکه به میدان زد و مُرد
من تو را دیدم و آرام به خاک افتادم
و از آن روز که در بندِ توام آزادم
،از رادیو دست میکشم
موجی زیباتر از
موهای تو
نخواهم یافت...!!!