شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو
شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شعر کوتاه،تک بیت، مهرداد تکلو

شاه بیت های ناب

،در ایستگاه

تو همان بودی که دستی برایم تکان نمی داد

باد آرام و بی آزار بود

اما تو دستهات را توی جیب هایت چپانده بودی

زمستان بهانه های خوبی دست آدم می دهد

و چقدر سرما به تو می آمد

،کمی به من برس....


من از رسیدن تو حالم خوب می شود...

،من تنها مادری نگرانم،

مادری نگران برای دخترم

که همین روزها کفشش انگشت هایش را خواهد زد

و همین روزها مدادهای رنگی همکلاسی اش

از مدادهای او بلندتر خواهد شد

،کافیست ترا به نام بخوانم

تا ببینی لکنت عاشقانه ترینِ لهجه هاست

و چگونه لرزش لب های من

دنیا را به حاشیه می برد

،این قلب من دارد زوزه می کشد مثل سگ هار

و آفتاب کهنه ای که تو نقاشی کردی روی بوم

دیگر آفتابه ای شده در دستهای روزگار