عاقبت یک روز، مغرب محو مشرق میشود عاقبت غربیترین دل نیز عاشق میشود شرط میبندم که فردایی ـ نه خیلی دور و دیر ـ مهربانی، حاکم کل مناطق میشود هم زمان سهمیة دلهای دلتنگ و صبور هم زمین ارثیة جانهای لایق میشود قلب هر خاکی که بشکافد نشانش عاشقیست هر گُلی که غنچه زد، نامش شقایق میشود با صداقت، آسمان سهمی برابر میدهد با عدالت، خاک تقسیم خلایق میشود عقل هم با عشق یکجوری توافق میکند عشق هم با عقل یکنوعی موافق میشود عقل اگر گاهی هوادار جنون شد، عیب نیست گاهگاهی عشق هم همرنگ منطق میشود! صبح فردا موسم بیداری آیینههاست فصل فردا نوبت کشف حقایق میشود دستِکم یک ذره در تابوتب خورشید باش لااقل یک شب بگو: کی صبح صادق میشود؟ میرسد روزی که شرط عاشقی، دلدادهگیست آنزمان هر دل فقط یکبار عاشق میشود!