نسیم،
عطرِ تو را صبح با خودش آورد
و گفت:
روزیِ عشّاق با خداوند است...!
قاسم صرافان
از من عبور میکنی و دم نمیزنی
تنها دلم خوش است که شاید ندیدهای
قیصر امینپور
به خاک پای عزیزت که عهد نشکستم
ز من بریدی و با هیچ کس نپیوستم
سعدی
کجاست عشق که تا قید آبرو بزنیم...
بیژن ترقی
بشارتی به من از کاروان بیار ای عشق
همیشه رفتن و رفتن، ز آمدن چه خبر؟
حسین منزوی
گفتی که از نهان دلت با خبر نِیَم
تو در دلی؛ کدام نهان بر تو فاش نیست؟!
طالب آملی
عمریست درکنار تو آغاز میکنم
هرروز صبح را به هوای سلام تو
حسین کرمی
ای که گفتی بیقراریهای من بازیگریست
بیقرارم کردهای اما دلت با دیگریست
حسین دهلوی
مَگر تو روی بِپوشی؛ وَگرنه مُمکن نیست
که آدمی که تو بیند، نَظر بِپوشانَد!