-
فاضل نظری
یکشنبه 15 دی 1398 15:23
باز با گریه به آغوش تو بَرمیگردمچون غریبی که خودش را برساند به وطن...فاضل نظری
-
اخوان ثالث
یکشنبه 15 دی 1398 00:14
قصهی روز و شب من سخنی مختصر است ، روز در خوابِ خیالاتم و شب بیدارم . »اخوان ثالث
-
حسین کرمی
شنبه 14 دی 1398 22:32
نگاهِ بیکلکات را دعای راهم کنبرای لحظهی آخر کمی نگاهم کنرسید وقت وداع و دلم به لرزه فتادبه یک نگاهِ تَرَت عاجز و تباهم کنبگیر دستم و -جانا!- پناهِ جانم باشبریز اشکی و یکباره بیپناهم کنبرای بدرقهام، آب و کاسه و قرآنبرای زخمِ وجودم نمک فراهم کنمن آن مسافر شبهای سرد و تاریکمشبی تو چاره برای شب سیاهم کناگر که در شب...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 دی 1398 20:10
یکیمی رودو یکیروزها از خودش می پرسدمگر خودش مرا انتخاب نکرده بود؟فرید صارمی
-
مصطفی احمدی
شنبه 14 دی 1398 20:01
یک اتاق و لقمه ای نان و کمی آغوش اومنچه می خواهم مگر از این مکعب بیشتر؟مصطفی احمدی
-
علیرضا بدیع
شنبه 14 دی 1398 19:59
شهید نیستم اما تو کوچهی خود را ،به پاس این همه دلدادگی به نامم کن...!علیرضا بدیع
-
سعدی
شنبه 14 دی 1398 19:56
دلی از سنگ بباید به سر راه وداعتا تحمل کند آن روز که محمل برود...سعدی
-
حامد فلاحی راد
شنبه 14 دی 1398 10:56
صبح علی الطلوع که بیدار میشویماز واجبات ماست سلامٌ علی الحسین عحامد فلاحی راد
-
محمد علی بهمنی
شنبه 14 دی 1398 00:05
از نگاهِ روی تو دل سیر میگردد مگر؟!آخر آدم با تو باشد پیر میگردد مگر؟!محمد علی بهمنی
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 14 دی 1398 00:01
یا ربّ... لاتجملها فی عیون خلقک زی ما جملتها فی عیونیــــخدایا... اونطوری که در چشم من زیباش کردی، توی چشم بقیه زیبا نکن