-
حسین منزوی
جمعه 13 دی 1398 23:55
از شادی ام مپرس که من نیز در ازلهمراه خواجه قرعهی قسمت به غم زدمحسین منزوی
-
هلالی جغتایی
جمعه 13 دی 1398 23:51
از بهر گرفتاری ما زلف میارایما بستهی دامیم، تو فکر دگری کن...هلالی جغتایی
-
حسین منزوی
جمعه 13 دی 1398 23:42
بیدار نشستم که غَمت را چو چراغیاز شب بِسِتانم به سحر بِسپُرم امشب حسین منزوی
-
فاطمه اتحاد
جمعه 13 دی 1398 23:40
لب سوز تر از چای سر صبح ، لب توحاجت بهشکر نیست، خوشم با رطب توفاطمهاتحاد
-
حسین زحمتکش
جمعه 13 دی 1398 23:29
منم آن اَرگ که از خوابِ غرور آمیزشچشم وا کرد سحرگاه به ویرانیِ خویشحسین زحمتکش
-
سید سعید صاحب علم
جمعه 13 دی 1398 23:24
شبیه کودکی پــیش رفیقانش زمین خــوردهدرونم بغض بی رحمیست، اما کم نیاوردم... سیدسعید صاحبعلم
-
شهادتت مبارک
جمعه 13 دی 1398 23:03
بنویسید که سردار به مهمانی رفتمثل عباس بدون یَد و قربانی رفت...سیدمحمدمیرهاشمی...................خطِ خون نقطهء پایان سلیمانی نیستبهراسید که این اولِ بسم الله است...سیدحمیدرضابرقعی......................تو شهیدی وشهادت همه زیبنده ی تو ستتاریخ جهان همیشه شرمنده ی توستایثار و وفاداری و صبر و عاطفه شایسته تر از مَلَک...
-
علی اکبر لطیفیان
جمعه 13 دی 1398 22:48
غالبا آن گذری که خطرش بیشتر استمیشود قسمت آنکه جگرش بیشتر است...علیاکبرلطیفیان
-
شمس لنگرودی
پنجشنبه 12 دی 1398 21:10
هیچ چیز با تو شروع نشدهمه چیز با تو تمام میشودشمس لنگرودی
-
هخاهاشی
پنجشنبه 12 دی 1398 20:46
شڪسته تقدیر و شڪسته تدبیر و شڪسته تصویرم!بغل بغل بغضم! نفس نفس مرگم! ولی نمیمیرمهخا هاشمی