-
هلالی جغتایی
جمعه 11 فروردین 1402 01:43
وصل تو زود رفت و فراق تو دیر ماند فریاد از این عقوبت بسیار و عمر کم هلالى جغتایى
-
قدسی مشهدی
جمعه 11 فروردین 1402 01:43
به پیغامی ز وصل یار خوش بودم، چه دانستم که از بخت سیاهم بر لب قاصد خبر سوزد... قدسی مشهدی
-
محمد حسن جمشیدی
جمعه 11 فروردین 1402 01:41
هریک به نوبهای به غمت مبتلا شدند بعد از تو دوستان خودم را شناختم محمدحسن جمشیدی
-
سعدی
شنبه 5 فروردین 1402 10:00
دانی که من و تو کی به هم خوش باشیم؟ آنوقت که کس نباشد، الّا من و تو... سعدی
-
فاضل نظری
شنبه 5 فروردین 1402 10:00
میبینمت از دور و زیاد است همین هم این سوختهدل ساخته با کمتر از این هم صدبار صدایت زدم اما نشنیدی یک چشم بگردان به من گوشهنشین هم عشقی که زمینی نشود فایدهاش چیست؟ ای ماه بینداز نگاهی به زمین هم گفتی که ز خود بگذر و دیدی که گذشتم از روح و روان هم، تن و جان هم، دل و دین هم از پیچ و خم رود گذشتیم و رسیدیم از چشمهی...
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 4 فروردین 1402 23:48
زمستان رفت و بر جان شقایق ها قرار آمد به اشک شوق ِ ابرى بوته هاى گل به بار آمد کمى تا چشم وا کردم از این خواب زمستانى به چشم تار خود دیدم که یار از چشمه سار آمد اگر عمرى سر ناسازگارى با دل ما داشت به لطف چرخش دنیا ، دلش با ما کنار آمد اگرچه نا امیدم کرده بود اخترشناسى پیر ولى سیاره ى خوشبختى ام روى مدار آمد پس از عمرى...
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 15 اسفند 1401 01:28
در خودم حل شدم و کم شدم و دم نزدم تا نگویند که محتاج ترحم شده است... "وأنَّ الله سیُعوِّضنا عَمَّا مَرَرْنا بِه"
-
علی فردوسی
یکشنبه 14 اسفند 1401 23:11
بـه هیـچ آب فروکـش نمی کند عطشـم دمای داغ تو در کوره ی جگر بالاست علی فردوسی
-
صائب تبریزی
یکشنبه 14 اسفند 1401 22:49
نبضی که بود از رگِ خواب آرمیدهتر از شوقِ دستِ یار، جهیدن گرفت باز صائب تبریزی
-
[ بدون عنوان ]
یکشنبه 14 اسفند 1401 22:48
محبت تو اگر با من دروغی از سر ناچاریست دل از محبت من بردار، خیانت تو وفاداریست فدای سرخی لبهایت هرآنچه خون جگر خوردم دل شکستهی عاشق را چه احتیاج به دلداریست کسی حقیقت مستی را نشان نداد به ما افسوس! شراب خوردن ما بیهم فقط فرار ز هشیاریست ز دل بریدن و دل بستنبه یک طرف متمایل شو که آنچه من ز تو میبینم، نه اشتیاق...