-
سعدی
پنجشنبه 11 خرداد 1402 14:27
همه عیبِ خلق دیدن، نه مروت است و مَردی نِگهی به خویشتن کن که تو هم گناه داری... سعدی
-
محتشم کاشانی
پنجشنبه 11 خرداد 1402 14:27
غرض مشاهدهی حسن توست از خوبان وگرنه بیتو ز خوبان روزگار چه حظ؟! محتشم کاشانی
-
اهلی شیرازی
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1402 18:57
من اگر وفا نمایم همهعمر کارم این است تو جفا و جور میکن، به وفا چه کار داری؟! اهلی شیرازی
-
مدهوش عربستانی
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1402 18:56
کار ما را کس به عالم چاره نتْوانست کرد خواب امّیدی که میدیدیم، بیتعبیر ماند... مدهوش عربستانی
-
مهرداد تکلو
پنجشنبه 28 اردیبهشت 1402 18:53
گفتم خدایا دشمنانم را بگیر از من اینگونه شد دیگر ندیدم دوستانم را! ؟
-
حسین انسان
شنبه 16 اردیبهشت 1402 00:39
دریا کجا رسیده به آبیّ چشم تو؟ حالم خراب میشود از این قیاسها! حسین انسان
-
انور هندی
شنبه 16 اردیبهشت 1402 00:38
با چشم من مناظره خواهد اگر سحاب اوّل بگو که دست بشو زآبروی خویش ! انور هندی
-
قاسم جوینی
شنبه 16 اردیبهشت 1402 00:36
عشقش آمد پی دل بردن و در سینه نیافت دزد از خانهی مُفلس خجل آید بیرون...! قاسم جوینی
-
مجید صحرا کار
شنبه 16 اردیبهشت 1402 00:34
به چشم خلق، چنان مست و فارغ از بندی که نیست باورشان بندهی خداوندی مدام از همه دل میبری، ولیکن خود چرا به این همه دلداده دل نمیبندی؟ به دام کبرِ خود افتادی و شدی شیطان به دام وسوسهای از بهشت دل کندی به خون کشیدهای و میکشی به خون هردَم برای آنکه بگویی به من، هنرمندی چرا به گریه بیفتم؟ که خوب میدانم به چشمهای پر...
-
هوشنگ ابتهاج
شنبه 16 اردیبهشت 1402 00:32
بر آستان تو دل پایمال صد دردست ببین که دست غمت بر سرم چه آوردست هوای باغ گل سرخ داشتیم و دریغ که بلبلان همه زارند و برگها زردست شب است و اینه خواب سپیده میبیند بیا که روز خوش ما خیال پروردست دهان غنچه فروبسته ماند در شب باغ که صبح خندهگشا روی ازو نهان کردست چهها که بر سر ما رفت و کس نزد آهی به مردمی که جهان سخت...