-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 20 بهمن 1393 00:15
،چشمان تو بی سرمه خو دش جنگ جهانی ست وقتی پر باروت و فشنگی چه بگویم؟!
-
[ بدون عنوان ]
دوشنبه 13 بهمن 1393 01:44
،دیوانه تویی که باور نمیکنی...!؟ وقتی که غوره حلوا میشود پس او هم حتما برمیگردد... م.ت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 11 بهمن 1393 01:35
،دیشب اسمان تهران هم با شنیدن حرفای تو مثل من بغضش ترکید.... م.ت
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 بهمن 1393 14:08
،تمام این شـهر یک طرف ! تــو یک طرف..! خیالت راحت من طرف تو را به مَردم این شهر نمـیدهم ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 بهمن 1393 14:05
،نانِ روزانه ی منی گاه سیرم می کنی با زندگی گاه سیرم می کنی از زندگی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 بهمن 1393 13:53
،در پی آن نگاه های بلند ، حسرتی ماند و آه های بلند!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 4 بهمن 1393 13:49
،همزمان در دو مکان زندگی می کنم اینجا که منم و آنجا که تویی.
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 1 بهمن 1393 14:15
،همان جایی که گفتند: یکی بود و یکی نبود کمی این کلمه ها را نصیحت کن تا با من کنار بیایند
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 1 بهمن 1393 14:14
، با این گرانی نان بیچاره " گنجشگی " که به معشوقه اش قول خرده نان داده است.... م.ت
-
[ بدون عنوان ]
چهارشنبه 1 بهمن 1393 14:04
،از تو به شعر پناه میبرم مثلِ وقتیکه از شیطان به خدا