-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 دی 1393 14:02
،اگر نماینده ی مجلس بودم طرح آمدنت را تقدیم می کردم . مطمئن باش تصویب می شد .. آخ ! تو مجبور می شدی بیایی ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 دی 1393 13:58
،هیچ چیز سر جایش نیست ! جز تو که در قــلب منی...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 20 دی 1393 13:55
،گـــ ــاهــــی... دلم بــرای زمـــ ـانی... کــه نمیشناختمت تنــــــ ــــــگ می شود... کاش هیچوخت نمیشناختمت
-
[ بدون عنوان ]
جمعه 19 دی 1393 04:47
،تو نیستی اما من برایت چای میریزم... چه فرق میکند؟ باشی یا نباشی من با تو زندگی میکنم تو را نمی شود دید اما نمی توان نادیده گرفت
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1393 13:06
" ،با آن همه دلداده " ...................دلـش بستهی ما شد! ای من به فدایِ دلِ دیوانه پسندش
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1393 13:04
،رفتگر جوان عاشق شده بود ! جرات گفتنش را هم نداشت ... هیچکس هم نمی دانست چرا کوچه ی دخترک ؛ از همه جا تمیزتر است ....
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1393 13:00
،امروز و فردا کنید .. بهانه بجویید .. تبصره بیاورید .. آقای قاضی ، دستم به دامنتان ؛ کار ما را راه نیاندازید ..!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1393 12:59
،یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می برد بی گمان من می شوم بازنده و او می برد یک نفر از خواب بیدارم کند... دارد کسی با خودش عشق مرا بازو به بازو می برد..!!
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1393 12:58
،خوش خط و تمیز و شیک؛ عاشق شده است افتاده به جیک جیک ؛ عاشق شده است یک قلب کشیده است و تیری در آن خودکار سیاه بیک ؛ عاشق شده است...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 دی 1393 12:55
،به لباسهایی فکر میکنم که خـریده ام . امـّا ! تو که نیستی ببینی ...