-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:28
،تو سکوت لابهلای حرفهای منی از حرفهایم آنچه نمیگویم تویی ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:27
،کاش کوه بودیم تا دلم خوش بود نرسیدن به تو سرنوشت مان است ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:26
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:25
،آنجا را نمی دانم اما اینجا تا پیرهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی را از دست داده باشی ... " شاملو "
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:25
،حالا که آمده ای دوباره این سوال را از هم می پرسیم مگر ما برای ماهی ها چه کار کرده ایم که این همه قلاب می اندازیم در آب ...؟!
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:20
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:19
انگشتت را هر جای نقشه که خواستی بگذار فرقی نمی کند تنهایی من عمیق ترین جای جهان است و انگشتان تو هیچ وقت عمق فاجعه را پی نخواهد برد ... " لیلا کردبچه " نقشه را تا می کنم و جهان را توی جیبم می گذارم تو فقط چند سانتی متر از من دوری ... " سارا خوشکام " تو در شمالی و من در جنوب کاش دستی نقشه را از میان...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:18
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:17
،اشتباه گرفتی بانو من ایوب نیستم ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:15
،اگــر دری میــان مــا بــود، مــیکــوفتــم، درهــم مــیکــوفتــم! اگــر میــان مــا، دیــواری بــود، بــالا مــیرفتــم، پــاییــن مــیآمــدم؛ فــرو مــیریختــم! اگــر کــوه بــود، دریــا بــود، پــا مــیگــذاشتــم بــر نقشــه جهــان و نقشــهای دیگــر، مــیکشیــدم! امــا میــان مــا، هیــچ نیســت هیــچ؛ و...