-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:35
،شلیک هر گلوله خشمی ست که از تفنگ کم می شود سینه ام را آماده کرده ام تا تو مهربان تر شوی ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:34
،نگران من نباش روبراهم رو به راهی که دراز به دراز روبرویم افتاده جنازه این جاده را من باید از زمین بردارم چشم براه من نباش یک عمر راه رفته را بر نمی گردم تا دوباره حکایت برویم یا بمانیم ما باید بروم باید بمانم شود ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:33
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:32
،نبودن تو فقط نبودن تو نیست نبودن خیلی چیزهاست کلاه روی سرمان نمیایستد شعر نمیچسبد پول در جیبمان دوام نمیآورد نمک از نان رفته خنکی از آب ما بی تو فقیر شدهایم ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:30
،در قلبم نشستی حالا انتخاب کن می خواهی تپش حیات باشی یا گلوله ای ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:30
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:28
،تو سکوت لابهلای حرفهای منی از حرفهایم آنچه نمیگویم تویی ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:27
،کاش کوه بودیم تا دلم خوش بود نرسیدن به تو سرنوشت مان است ...
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:26
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 15:25
،آنجا را نمی دانم اما اینجا تا پیرهنت را سیاه نبینند باور نمی کنند چیزی را از دست داده باشی ... " شاملو "