-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 13:26
! ! ! ! ! ،این رد کفش نیست ، نشان تعجب است روییده وقت رفتنت از رد پای تو
-
[ بدون عنوان ]
شنبه 10 خرداد 1393 13:25
،زنجیر گیسویت دلم را کرده درگیر ای قاتل زنجیره ای ، کشتار بس نیست ؟
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:52
،لبخند که می زنی یوسفی می شوم که بی هیچ برادری درچال گونه ات گم می شوم
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:52
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:51
،مساحت خلوتم را پر کن فرقی نمیکند عمودی یا افقی همینکه ضلعی از چهاردیواری ام باشی کافیست.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:44
،برخاسته ام از خواب و هنوز در پلک ام تویی .. و نمی دانم کجایی ؟ !
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:29
،نبودنت بوی مرگ می دهد و بودنت بوی برگ پاییز بود ... و ما یادت هست؟ روی برگها راه رفتیم آهِ برگ ها ما را گرفت.
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:28
،در من آدم برفی ای ست که عاشق آفتاب شده .. و این خلاصه ی همه داستان های عاشقانه جهان است ....
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:27
،در گلوی من ابر کوچکیست می شود مرا بغل کنی؟ قول می دهم گریه... کم کند .
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 30 اردیبهشت 1393 14:26
،بر سر برهان نظم افتاده در شهر اختلاف، دکمه هایت را عزیزم نامرتّب بسته ای