-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 21:32
از تو در دلم بهارها مانده است و بر سرم زمستان ها!
-
بی محلی
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 21:05
،آهسته بیا نظر هم نگذار همان که بخوانی بس است من به بی محلی آدمها عادت دارم
-
تبریک تولد
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 19:02
،ای که بازار طلا با قدمت رو به سعود ترس دارم که تورا چشم زندچرخ حسود ،فاش گویم همه ی علت این شعر و سرود همه اش گفتن تبریک تولد به تو بود م. ت
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 19:01
شـوق پـرکـشیـدن است در سرم قـبول کـن دلشکـستهام اگـر نـمیپـرم قــبول کـن ایـن کـه دور دور بـاشم از تـو و نبـینـمت جـا نـمیشود بـه حجـم بـاورم، قـبـول کـن........ آب … وقـتی آب ایـن قدر گـذشته از سـرم مـن نمیتـوانـم از تـو بـگذرم، قـبول کن
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 18:57
پشت سر تماشایی نیست ! نه نیم نه تمام همه ی نگاه َت را به پینه ی ِ انتهای جاده ی ِ رفتن بدوز نه ... نگران نباش از کوچ تو پرنده هیچ نمی گوید ! تا به حال مگر کدامین پرنده ی مرده چه چه زنان آواز ؛ سر داده است !
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 18:33
عاقبت یک روز، مغرب محو مشرق میشود عاقبت غربیترین دل نیز عاشق میشود شرط میبندم که فردایی ـ نه خیلی دور و دیر ـ مهربانی، حاکم کل مناطق میشود هم زمان سهمیة دلهای دلتنگ و صبور هم زمین ارثیة جانهای لایق میشود قلب هر خاکی که بشکافد نشانش عاشقیست هر گُلی که غنچه زد، نامش شقایق میشود با صداقت، آسمان سهمی برابر...
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 15:12
تو را به خدا بگذارید هر کسی هر چه دلش خواست لااقل به خواب ببیند . . .
-
بیمه
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 15:08
-
[ بدون عنوان ]
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 15:06
دلتنگی یعنی اذان مغرب به افق چشم های تو!
-
چشم
سهشنبه 16 اردیبهشت 1393 15:05
گیرم که..... لبهایم این احساس را کتمان کنند چشمهایم را چه کنم .....؟؟؟؟؟