آنقَدَر باش که خالی کنم از گریه دلی
صائب تبریزی
.
هیچ شبْ خالی از اندیشهی زلفِ تو نیَم
طالب آملی
.
برفت در هَمه عالم به بی دلی خبرم...
سعدی
.
فکرِ مُلک دل ما کن که خراب است، خراب...
محتشم کاشانی
.
نه اشک است اینکه گاه دیدنت از دیده میریزم
نگه در دیدهام از شرم رویت آب میگردد
قاسم مشهدی
تو آرزوی منی، من وبال گردن تو
تو گرم کشتن من، من به گور بردن تو...
.
تو آبروی منی، پس مخواه بنشینم
رقیب تاس بریزد به شوق بردن تو
.
تویی نماز و منم مست، ماندهام چه کنم؟
که هم اقامه خطا هم سبک شمردن تو
.
سپردهام به خدا هر چه کردهای با من
خطاست دست کسی جز خدا سپردن تو
.
خدا کند که نفهمی غمت چه با من کرد
که مرگ من نمی ارزد به غصه خوردن تو