صلی الله علیک یا اباعبدالله
#هفتاد_شب_دیگر_اغاز_مصیبت_هاست
با گریه بر شماست اگر زنده ام حسین
اشک مرا نگیر که بیچاره میشوم ...
رفت و از گریه ی توفانی ام اندیشه نکرد
چه دلی داشت خدایا که به دریا زد و رفت
هوشنگ ابتهاج
عاشق منم کسی که در این کوچه بارها
دور تو گشته است ولی دوره گرد نیست
امیر علی سلیمانی
با دلم گفتهام ای ساده! فراموشش کن
تا کجا چشم بر این جاده؟ فراموشش کن
دست بردار از او، خاطرهبازی کافیست
فرض کن گل نفرستاده... فراموشش کن
آن نگاهی که دَمِ آخر از او جا مانده
پیش او برده و پس داده، فراموشش کن
مردمانِ نگهش قلّهنشیناند هنوز
دل که در درّه نیفتاده... فراموشش کن
گفتم این تکّهغزل را بفرستم نزدت
دل ولی گفت نشو ساده! فراموشش کن
به شما برنخورد حال غزل بود و گذشت
اتفاقیست که افتاده... فراموشش کن
نگردم رنجه از دشمن اگر زوبین زند بر من
مرا آن گل به درد آرَد که یار از کین زند بر من
چنان گشتم ضعیف از غم که ریزد پیکرم از هم
اگر باد صبا، برگِ گل نسرین زند بر من...
میر والهی قمی