مجازات کسی که عشق را فهمید تنهایی است
تو با این حکم سنگین تا ابد بستی دهانم را ...
محمدحسن جمشیدی
هرگز از گردش ایام دل ازرده مباش
بامدادیست پی هر شب تاری ، اری
گر چه می دانم مرا یک لحظه یادش نیست ، نیست
هر کجایی ، صبح بی من بودنت باشد به خیر
امیر عباس سوری
آری انگونه سیاهم که اگر خیر کنم
میشود از من الوده ثواب الوده
عاصی مشهدی
ساده بودم که دلم را به امانت دادم
گرگ بودی که دریدی و رهایش کردی
حسین کرمی
با نمکدان ارتباطی خاص و تنگاتنگ داشت
چهره ی زیبای معصومانه ی پر خنده اش !
کبیر قزوینی
لحظه ای خواهان وصل و لحظه ای فکر وداع
جزر و مد موج هم اینگونه مانند تو نیست
محمد شیخی
سالیانی ست که من سنگ صبور خودمم
این چه خوب است که من پشت و پناهی دارم
محسن کاویانی